به محتوای اصلی بروید

عادت‌های فکری محدود کننده

عادت‌های فکری محدود کننده
نوشته شده توسط کامیار در . . ارسال شده در .

از خصوصیّات دورانی که در آن زندگی می‌کنیم عادت‌های فکری نهادینه شده‌ای است که کیفیّت شنیدن  و به دنبال آن کیفیّت گفت‌وگو‌های ما را پائین می‌آورند. آگاه شدن به این عادت‌های فکری که بخش قابل توجّهی از ناآگاهی‌های دوران ما را تشکیل می‌دهند مهم‌ترین و شاید مشکل‌ترین قدم در پرورش هنر گفت‌وگوی سازنده است.

1. ایراد‌یابی و روشِ حلِّ مشکل

این عادتِ فکری تمرکز اصلی را بر نیمه خالی لیوان می‌گذارد و نیمه پر آن، شکلِ لیوان و شرایط محیطی آن را نادیده می‌گیرد. قدم طبیعی بعد از نگاهِ ایرادیاب پیدا کردن راهی‌است برای پر کردن لیوان که به طور معمول آن را حّل مشکل می‌نامیم. تأثیر این عادت فکری را در مدل‌های آموزشی فراگیر می‌توان مشاهده نمود. کودک مانند ظرفی خالی دیده می‌شود که باید در حد امکان با محتوای آموزشی پر شود. این عادت فکری فضا را بر چند اقدام مهم می‌بندد:

  • گوش دادن به فضای خالی بری تشخیص صحیح اینکه فضا با چه‌محتوایی و به چه‌روشی می‌تواند پر شود
  • اهمیّت دادن به قسمت پر لیوان و ارزیابی نقش آن در شکل دادن قدم‌های بعدی
  • در نظر گرفتن شکل ظرف و شرایط محیطی آن برای شکل دادن لنتخابی همآهنگ با دیگر اجزای مجموعه

این عادت فکری را می‌توان با عاداتی سازنده‌تر جایگزین کرد. عاداتی از قبیلِ:

  • ایجاد توازن در نگاه برای دیدن زیبائی‌ها و نقاط مثبت در کنار کاستی‌ها
  • جستجوی سؤالِ درست قبل از جستجوی جواب
  • ایجاد فضا برای استفاده از خرد الهامی و  خرد جمعی
  • یادگیری از پتانسیل‌های «آینده» در کنار یادگیری از گذشته
  • حرکت به سمت زیبا‌سازی و سالم سازی مجموعه‌های شامل

حلِّ مشکل بدون استفاده از خرد الهامی و جمعی

هیچ مشکلی با همان سطح آگاهی که آن را ایجاد کرده است حل نمی‌شود. – انیشتین

تکیه‌ی صرف بر خرد استدلالی یا روزمرّه، بر دانسته‌های پیشین، اگر چه ممکن است در کوتاه مدّت ظاهر مشکلات را رفع کند امّا سطح آگاهی زیرین را تغییر نمی‌دهد. با این عادت فکری مشکلات به مرور زمان پیچیده‌تر می‌شوند و گستره‌ی آنها به ابعاد دیگر زندگی بسط پیدا می‌کند. مشکلات روزمرّه به نوعی اشاراتی هستند برای نیاز به ارتقاء سطح آگاهی و این ارتقاء سطح فقط با دسترسی به خردی بزرگ‌تر از خرد استدلالی ممکن می‌شود. رشد آگاهی، چه فردی و چه جمعی نیازمند حرکت متناوب میان خرد استدلالی (جزئی) و خرد الهامی (کلّی) است.

 

2. دیگری‌سازی: فرار از مسؤولیّت‌ پذیری و خود‌کاوی

این عادت فکری با عادت قبلی همآهنگ عمل می‌کند. در بسیاری از موارد ساده‌ترین راهِ حل نسبت‌دادن مشکلات به دیگری و یا دشمن است و سپس تلاش برای تصحیح و یا حذف دیگری برای حل مشکل. علّت شکل‌گیری این عادت فکری فرار از خودکاوی و مسؤولیّت‌پذیری است. کاویدن نقشِ خود در مشکلات نیاز به کار درونی و ریشه‌ای دارد. وقتی در فضایی فرهنگی و اجتماعی زندگی می‌کنیم که نه تنها به رشد درونی کمک نمی‌کند، بلکه در جهت عکس آن یعنی سطحی زندگی‌کردن حرکت می‌کند، کار درونی و خودکاوی نیاز به صرف انرژی مضاعف دارد. درجه نهادینگی این عادت فکری را می‌توان در ادبیات حاکمان و مدیران، نیاز به انقلاب‌های پی‌‌در‌پی، محتوای گفت‌وگوهای سیاست‌زده ونیز محتوای محصولات فرهنگی مانند فیلم و سریال و کتاب مشاهده نمود.

انتساب بی‌دریغ علّتِ مشکلات به آن دیگریقبل از کاویدن لایه‌های عمیق‌تر روحی، فکری و فرهنگی بازدارنده‌ی رشد شخصیّتی، اجتماعی، شغلی و فرهنگی است. جامعه‌ای که این عادت فکری در آن نهادینه شده است نه تنها به مرور زمان دچار فقر فرهنگی می‌شود، بلکه قدرت بازبینی ریشه‌ای مشکلات و بازسازی فرهنگی را هم از دست می‌دهد.

ریشه‌ی مشکلات آن دیگری است و روش حل آن‌ها تغییر دادن او و مسؤولیّت ما در حدّ تلاش برای تغییر اوست.

 

3. تفکّر ماشینی و غالب‌کردن آن بر سیستم‌های زنده

انسان، روابط انسانی، سازمان‌ها و جوامع انسانی و حتّی یک گفتگو از اصول سیستم‌های زنده پیروی می‌کنند. بهار و تابستان و پائیز و زمستان دارند. روح دارند، با محیط خود ارتباطات عمیق دارند و به طور مداوم در حال تغییر و تحوّل هستند. یک سیستم زنده بر خلاف سیستم‌های ماشینی به دنبال همآهنگی با مجموعه‌ای است که آن را در بر می‌گیرد. به عنوان مثال، اعضای بدن انسان همیشه در حال همآهنگ کردن خود با دیگر اعضا و حفظ سلامت کلِّ مجموعه‌ی بدن هستند. در زمانی که عضوی این همآهنگی را از دست بدهد در حقیقت از طبیعت خود دور شده است. مثال سلّول‌های سرطانی می‌تواند به درک این مورد کمک کند.

موفقّیت چند قرن گذشته در امور صنعتی‌‌ و تکنولوژیک باعث شده است تا ناآگاهانه و بی محابا تفکّر ماشینی را بر ابعاد دیگر زندگی من‌جمله در روابط انسانی غالب کنیم. تمرکز نامتعادل بر رشد شخصی بدون همآهنگی و در‌نظر‌گرفتن مجموعه‌هایی که درون آنها هستیم نتیجه‌ی غاللب‌شدن تفکّر ماشینی است. وضعیّت عمومی طبیعت در کره‌ی زمین به وضوح نشان‌دهنده سرطانی عمل‌کردن انسان‌ در چند قرن گذشته است.


عادت‌های فکری محدود کننده